صبر

صبر از دیدگاه عرفا


زیر نظر استاد دکتر حسینی شاهرودی
پژوهشگر: اسماعیلی
چکیده
صبر مقامی است از مقامات عرفانی،هر کس که بخواهد به این مقام دست پیدا کند باید قبل از آن مقام توبه،ورع،زهد و فقر را طی کند. مهم ترین بخش در صبر اقسام آن است که به سه نوع نفس،قلب و روح تقسیم می شود که برخی از عرفا علائم صبر را ترک شکایت و صدق رضا و قبول قضا به دل خوشی می دانند.روش من در این مقاله کتابخانه ای مطالعه بوده است.
کلید واژه: صبر، صبر نفس ، صبر قلب، صبر روح
مقدمه :
عاشقم بر رنج خویش و درد خویش                                 بهر خشنودی شاه فرد خویش
   از جمله مسائلی که ما در زندگی روزمره خود با آن سروکار داریم صبر است ، چیزی که خیل عظیم مردم شاید با آن مواجه باشند ولی به این مسئله اندک توجهی نداشته باشند . از جمله صبری که مورد غفلت قرار گرفته صبری است که بر عرفا حاکم است ، باید به خاطر داشته باشیم صبر منزلی از منازل دین و مقامی از مقامات موحدین است و به واسطه آن بنده در سلک مقرّبان بارگاه احدیت داخل و به جوار ذات باری تعالی واصل می گردد و تا کسی مقام صبر را طی نکند در سلوک راهی پیش نمی برد و تا آدمی جرعه ی بلا را لاابالی وار سر نکشد ، قطره از جام محبت نکشد . لذا با توجه به اهمیتی که صبر دارا است تصمیم گرفتم نوشتاری را با استناد از آیات و روایات و سخنان بزرگان اهل ادب و عرفا در باب صبر از دیدگاه عرفا بنویسم .
این مقاله از بخش های زیادی از جمله : فضیلت صبر ، اقسام و انواع صبر ،  درجات صبر ، نحوه صبر و حقیقت و علائم صبر تشکیل شده است . به طور کلی هدف من از نوشتن این مقاله این بود که می خواستم به این سؤال پاسخ دهم که آیا عوام مردم هم می توانند همانند عرفا به مراتب صبر دست یابند یا نه ؟( امیدوارم که توانسته باشم در این مقاله حق مطلب را به خوبی ادا کرده باشم .)
و من ا... توفیق
مقام پنجم : صبر
( از جمله اوصاف حسنه و اخلاق حمیده شکیبائی بر بلا و پیشامدهای ناگوار زندگی و شکر گذاری بر نعمت های خداوند متعال و خشنودی و رضایت به قضای خداوند بی همتاست )1 . ( صبر در لغت به معنای شکیبائی و بازداشت و زندان و دوای تلخ را گویند ، لهذا او را بدین معنی شاقّه مذکور مناسب کرده که بعد از کشیدن سختی و تلخی بار ریاضت به نرمی و آرامی و شیرین رسیدن است ، کماقال : صبر تلخ است و لیکن بر شیرین دارد. )2 و  ( در اصطلاح ترک شکایت از بلا به غیر خداست )3 . ( خداوند عزّوجل می فرماید : صبر کن و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد . صبر آن است که سالک نفس خویش را ، با وجود جزع و گله مندی نهانی ، از شکایت [ به غیر و اظهار جزع و فزع درونی ] باز دارد )4 . ( صبر : عبارت است از خویشتنداری و تحمل شداید ، بدون شکایت به کسی و خرسندی و رضا به قضای الهی )5 . ( مفهوم صبر و معادلات لغوی آن از قبیل حبس نفس و خود داری از برابر امور ناخوشایند و خویشتنداری از ناله و شکوه و بی تابی در برابر حوادث ناگوار . تحقّق این امر از رهگذر منع باطن و درون از اضطراب و جلوگیری اندام از حرکات غیر عادی امکان پذیر است . )6
( جنید بغدادی گفته است : صبر بازداشتن است نفس را با خدای تعالی بی آنکه جزع کند . )) و گفت عایت صبر ، توکّل است . ))
( ابو محمد حریری گفته است : صبر آن است که فرق نکند میان حال نعمت و محنت به آرام نفس در هر دو حال و صبر سکوت نفس است )) .
( حلاج گفته است : صبر ، آنست که دست و پای او ببرند و از دار آویزند )7 . ( مؤلف محترم کتاب نفیس « قاموس قرآن » در بیان و تعریف صبر می نویسد : « صبر خویشتنداری و حبس نفس است ، بر چیزی که شرع و عقل تقاضا می کند و یا از چیزی که شرع ( دین ) و عقل از آن نهی می کند . »
محقق طوسی دربارة صبر می نویسد : صبر عبارت است از : بازداشت نفس از زاری کردن در برابر حوادث ناگوار ، و صبر ، دل را از اضطراب ، زبان را از شکایت و اعضاء پیکر آدمی را از حرکات و کارهای غیر عادی و ناهنجار باز می دارد .
عالم ربانی و دانشمند بزرگ اسلامی ، مرحوم مولی محسن کاشانی در اثر نفیس خود به نام (( المَحَجَّهُ البَیضاء )) در تعریف صبر می نویسد : « بدان که صبر مقامی از مقامات دینی و منزلی از منازل سالکین است )8 . ( خواجه می فرماید : صبر عبارتست از : حبس نفس از جزع که اظهار آن دالّ بر شکوه و شکایت است )9 . ( اگر چنانچه صبر از شهوت شکم و جزع باشد عفّت نامیده می شود و اگر صبر بر تحمّل نامطلوب و پیش آمد ناگوار ی باشد اسامی آن با توجه به نوع مکروه و پیشامدها مختلف می شود ، هرگاه پیشامدها از ناحیه مصیبت فرزند یا از بین رفتن اموال و غیر باشد تنها به اسم « صبر » قناعت می کنند و ضدّ آن جزع و بی تابی است و اگر صبر در ترک معصیت و گناه باشد آنرا « تقوی و پرهیزکاری » می نامند . و اگر صبر به توانگری و عدم احتیاج باشد که در موارد فقر و نداری خود را نبازد ، آنرا « حفظ نفس » می نامند و ضدّ آن کفران و ناسپاسی و طغیان می باشد . و هرگاه صبر در کارزار و نبرد باشد ، آنرا « شجاعت » گویند و ضدّ و مقابل آن ترس و حین است . و اگر صبر در فرو بردن خشم و غضب باشد ، آنرا حلم و برد باری می نامند . و مقابل آن سفاهت و گستاخی است و اگر صبر از مصائب و حوادث روزگار باشد آنرا سعه صدر می نامند و مقابل آن دلتنگی و ملول شدن است ، اگر صبر در پنهان داشتن کلامی باشد آن را کتمان سرّ یا راز داری می گویند و مقابل آن افشاء سرّ است و اگر صبر بر مازاد احتیاج زندگی باشد ، آنرا زهد نامند که مقابل آن نیز حرمی نامیده می شود و اگر صبر بر کمی بهره های دنیا باشد ، آنرا قناعت می گویند و مقابل آن میل و زیادی رغبت است .)10 
(( فضیلت صبر ))
ابو عثمان می گوید : نیکوترین جزاها که بندگان را دهند جزا بود بر صبر کردن و برتر از آن جزا نبود ، زیرا که خبر داد اندر کتاب « وَ لَنَجزِیَّن الَذینَ صَبَرُوا اَجرَهُم بِاَحسَنِ ما کانوا یعمَلونَ .
یحیی بن معاذ می گوید : صبر محبّان سخت تر از صبر زاهدان [ واعجباً چگونه صبر می کنند ].) 11
بدان که صبر کردن بر مکروهات و تحمّل بلاها و مشقات را در آخر ثواب بسیارست و حق تعالی چنین خبر داده است که : جز او ثواب صابران بی حساب دهم چنانکه گفت : اِنَّما یوفّی الصابِرُونَ اَجرَهُم بِغَیرِ حِسابِ . پس مهم مؤمن آنست که صبر پیشه گیرد ، و از قضا بدل بکشد ، و لشکر تقدیر را بصبر استقبال کند تا روز قیامت رنج او براحتی بدل کنند و ذلّ او بعزت عوض کنند ، و در جنات النعیم بر غرفات دومت وی را جای دهند چنانکه گفته است: أولئک یُجزونَ الغُرفَهَ بِما صَبَرُوا و انواع تحیّات و فنون راحات برجان او نثار کنند که : و یَلَقَّونَ فیها تَحیَّهً و سلاماً . و به نقد خود در حرم محبّت خداوند باشد که حق تعالی صابران دوست دارد که : إنَّ اللهَ مَعَ الصابِرینَ . و مدح می گوید پیغامبران را و مؤمنان را از بهر آنکه بلا در راه ما بکشند ، و جان و مال ایشان دشمنان سلب کردند و ایشان را در راه دین هیچ فتور نگرفت ، و هزیمت نشوند ، و جزع نکردند ، و بصبر پیش بلاها باز شدند .)12 ( قرآن عظیم می فرماید :خداوند مهربان در همه جا و در همه حال با صبر کنندگان است ، و این معیت حق با صابران واقعاً مسئله بزرگ و عظیمی است ، و نعمتی است که شکرش از عهده هیچ کس بر نیاید . قرآن عزیز صبر را منبع و علّت تقوا دانسته و فرجام پاک را از آن نیکوکاران می داند . قرآن کریم از صبر کنندگان به عنوان محسنین و نیکوکاران یاد کرده و اعلام می دارد و اجر این گونه بندگان ضایع شدنی نیست ، و همچنین قرآن مجید می فرماید : صابران در روز قیامت بخاطر صبر و تحملشان در برابر حوادث و مصائب و برخورد به گناهان دارای دواجر هستند .
پس آن کسی که از روی کراهت و ناچاری صبر ورزیده و در عین حال مواظبت است که گله و شکایتی نکند و باطن خود را با اضطراب و جزع آشکار ننماید . از صبر کنندگان عمومی است و از جهت نصیب و حظ مشمول فرمایش خداست که می فرماید : بشارت بده صابرین را به بهشت و مغفرت و رحمت . امّا اگر جان و دل به استقبال بلا رفت و بدون کمترین جزع و فزعی صبر کرد ، و با کمال اطمینان خاطر و آرامش دل و وقار و ثبات استقامت ورزید از خواص صابران به حساب آید ، و مشمول قول حق قرار خواهد گرفت )13  
اقسام صبر
صبر بر سه نوع است : صبر نفس ، صبر قلب و صبر روح . اما صبر نفس دو گانه است یکی صبر از مراد و دوّم صبر بر مکروه و صبر از مراد دو گونه است ، فرض و نقل فرض صبر است از محرمات شرعی که نفس بدان تشوقی دارد و نقل صبر از مکاره چون شبهات و زیادت قولی و فعلی چه ترک آن از قبیل مستحسناتست. اما صبرش بر مکروه هم دو گونه است،فرض و نقل صبر است بر اداء فرایض عبادت از صلواة و زکوة و صوم و حج و نقل انواع بسیار است مانند صبر بر نوافل عبادت بر رعایت اقتصاد و صبر بر کتم کرامت و احوال و صبر بر خمول و صبر بر خدمت و صبر بر فقر و صبر بر اختفاء آن و صبر بر بلا و مصیبت و صبر بر نعمت و عافیت چه صبر نعمت تا در مناهی صرف نرود دشوار تر از صبر بلا و صبر بر عافیت تا فتنه دشوار تر از صبر بر مصیبت چنانک سهل بن عبدالله گفته است الصبر علی العافیه اشد من الصَّبرِعلَی البلاءِ و صبر نفس را اِلصبر فی ا... خوانند.و اما صبر قلب هم دو گونه است.صبر بر مکروه از مراد .اما صبر بر مکروه یا بر دوام تصفیه نیت بود و اخلاص آن از شایعه نصیب نفس و انار صبر لله خوانند.یا بر دوام مراقبت و ذکر تعالی انرا صبر علی ا... خوانند یا بر التفات بعالم نفس و اشتغال بتدبیر و سیاست او و انرا هم صبر لله خوانند و از این صبر لله تا صبر لله اول بعد المشرقین فرق است.چه صبر لله اول و همچنین صبر علی الله بنسبت با دلی بود که هنوز از شایبة میل بعالم نفس و متابعت هواصافی نشده باشد و صبرلله دوم بنسبت با دلی که بکلی متوجه عالم قدس گذشته باشد و خواهید که غطا بشریت که حجاب دوام مشاهده است از پیش بر دارد و اشارت علم  با بقاء و رابطه حیات کالبد که مرکب تکالیف است و تدبیر مصالح نفس صبر می فرماید و اما صبر نسبت با صابر بر اول و دوم از صبر از موافقت نفس و متابعت هوا بوده و انرا هم لله گویند،و بنسبت با صابر سوم صبر از دوام محاضره و مکاشفه بود و آنرا هم بنسبت با صابر سوم صبر از دوام محاضره و مکاشفه بود و آنرا صبر عن ا... خوانند.و اما صبر روح هم دو گونه است یکی صبر بر مکروه و آن صبر است بر اطراق بصیرت از تحدیق نظر در مشاهده حذف نظر در مشاهده جمال ازلی و انطواد روح در مطاوی حیا،رعایت ادب حضرت شهود در او این را صبر مع ا... خوانند.دوم صبر است از اکتحال بصیرت بنور مشاهده جمال ازلی در حضرت جلال لم یزلی و این صبر را صبر عن ا... خوانند و دشوار تر صبر ها این است.چه در این صبر منازعت با روح است و منازعت با روح دشوارتر از منازعت با نفس و قلب14 بنابراین صوفیه با طبقه بندی عرفانی صبر در واقع کمال موجود در هر یک را بیان کرده اند و مراتب عالی آن حاصل قوا و شدن کمالی ومتعالی بیشتری نسبت به دیگر مراتب است.آنها در اقوال و منابع خود ، مراتب صبر را متنزع از صبر بر فراق انسان را از خدا دانسته اند 15 همچنین در کتاب فرهنگ معارف اسلامی تالیف دکتر سید جعفر سجادی در این قسم آمده:همچنین صبر بر سه قسم است:1- صبر نفس 2- صبر قلب 3- صبر روح،و هر یک دو قسم است:1- صبر مکروه 2- صبر از مراد
در کتاب (منهاج النجاه) از حکیم ملا محسن فیض کاشانی آمده که صبر بر چهار قسم است:صبر بر طاعت و صبر از مصیبت از زرق و برق دنیا و زخارت از دنیا و صبر بر مصائب و محبت ها.پس اگر تلخی نمودی و درایت چهار موطن خبر را پیشه ساختی ،طاعت و آنچه که ثواب و پاداش اخروی بدنبال دارد بر این حاصل می شود و دیگر به طلب دنیا و مال و منال آن مشغول نخواهی گشت و تبعات آن گریبانگیرت نخواهد شد و اگر مصیبتی به تو رسید با جزع و فزع را از بین نخواهی برد،در نتیجه صبر ،طاعت و منازل شریفه آن و تقوی و زهد و ثواب و پاداش بسیار این ها را برایت به ارمغان خواهد آورد.در کتاب احیاء علوم الدین آمده:بدان که صبر دو نوع است:یکی صبر تن بود،چون کشیدن مشقت ها به تن و برآن ثبات کردن و آن دو قسم است،یکی،به فعل،چون کارهای گران کردن اما از عبادت ها و اما از غیر آن دوم:به احتمال،چون صبر بر زدن سخت،و رنجوری عظیم،و جراحت های هایل و آن چون موافق شرع باشد ستوده می بود،و لیکن ستوده ی تام نوع دیگر است و آن صبر نفسی است از آنچه مشتهی هوی است.آن گاه این صبر اگر از شهوت شکم و فرج باشد،آن را (عفت) گویند و اگر از مصیبت باشد بر نام (صبر) اقتصار نمایدند،و مضاد او حالتی است که آن را (جزع و هلع) خوانند.(رُخان)و دریدن گریبان نماید.واگر احتمال رنج باشد(ضبط نفس) گویند،و ضد آن حالتی است که نام آن(بطر) است،و اگر در جنگ و کارزار باشد آن را شجاعت خوانند و ضد آن (جبن) است،و اگر در فرو خوردن خشم باشد (حلم) گویند و ضد آن (تذمُّر) است است یا (تَغَضّب) و اگر در حادثه ای دل تنگ گرداننده باشد،از حوادث روزگار آن را (سعة الصدر) خوانند و ضد آن(ضجر و تبرم و ضیق الصدر) است و اگر در پوشیده داشتن سختی باشد(زهد) گویند و ضد آن (حرص) است،و اگر بر مقداری اندک باشد از نصیب ها (قناعت) خواممد و ضد آن(شره)باشد.بیشتر خوبی های ایمان در صبر داخل است و برای آن پیامبر را یکبار از ایمان پرسیدند،فرمود:هوالصبر،زیرا که بزرگ تر و عزیز تر کارهای آن است.چنان که فرمود:(الحج عرفه) و حق تعالی اقسام انرا جمع فرمود و همه را صبر خواند پس این است اقسام صبر به اختلاف مُتعلِقات آن. صبر را روی حالات صابران و نحوه صبر آنها به چند قسم تقسیم کرده اند : صبر لله ، صبر فی الله ، صبر مع الله ، صبر عن الله ٌ ، صبر بالله  . 1- صبر بالله : عبارت است از حبس نفس از جزع در موقع وقوع امری مکروه یا موقع فوت شدن امری مطلوب . 2- صبر فی الله : ثبات و استقامت در راه حق متعال به جهت تحمل بلیّات ، ترک لذّات ، و دفع موانع . 3- صبر مع الله : صبر اهل دل و اهل حضور است که در وقت بروز موانع و ظهور آثار نفس برای آنان پیش می آید . 4- صبر عن الله : به دو قسمت تقسیم شده ، یکی اختصاص به فسّاق دارد ، یکی اختصاص به عشّاق .
در قسم اول حکایت از بعد و دوری می کند ، در قسم دوم حکایت از قرب . در معنی اول هر چه فاسق بر فسقش صابرتر باشد بد حال تر است . در معنی دوم هر چه عاشق صابرتر باشد مقرّب تر است ، صبر در معنی اول مربوط به اهل جفا و حجاب است و در معنی دوم به اهل عیان و مشاهده . 5- صبر بالله : صبر موّحدین و صبر اهل تکلیف است که در مقام استقامت حق متعال پیش می آید . )17
« صبر بالله »
( و فوق همه صبر ها صبر بالله است ، چه حصول این ببقاء بعد الفتاء تعلق دارد . هرگاه که بنده از خود فانی و بحقّ باقی گشت ، صبر او بل همه اوصافش به خدا بود . و وجود این صبر در همه صبر ها که ذکرش تقدیم یافت ممکن است . امام جعفر صادق ( علیه السلام ) در فضیلت این صبر گفته است : اَمَرَ اللهُ تعالیَ انبیاءَهُ بِالصَّبرِ و جَعَلَ الخَطَّ الاَعلی لِلرَّسولِ حیثُ جَعَلَ صَبرَهُ بِالله لا بنَفسِه فَقالَ و اصبرو ما صَبرُکَ الّا بالله . و اشارات مشایخ بیشتر آنست که تعبیر نفس تعلق دارد چنانکه قول به فعلی است الصَّبرُ حَبسُ النَّفسِ عَلَی المَکروُهِ)18 . « ضعیف ترین مراتب صبر، صبر خداست یعنی آنکه بنده برای دستیابی به ثواب و پاداش نیک ، از ارتکاب گناه صبر کند و بر طاعت خداوند شکیبا باشد . و این صبر عامه است . و بالاتر از آن صبر به [ حول و قوة ] خداست و این صبر مرید است ؛ زیرا مرید کسی است که از فعل و قوة خود منسلخ گشته ، و به یقین دانسته است که هیچ حول و قوه ای نیست مگر به الله تعالی . و برتر از هر دو ، صبر بر حکم خداست و آن صبر سالک است ، زیرا سالک از تصرّف و اختیار برائت جسته و به جایی رسیده است که مشاهده می کند تنها خدای متعال است که در همه چیز و همه کس تصرف می کند و اوست که امور را می گرداند و از این رو ، سالک ، بر احکام و تصرفات حق تعالی ، با تحمل دردها و رنج ها ، صبر می کند .
« علامت صبر » 19
( علامت صبر حبس نفس است ، و استحکام درس و مداومت بر طلب انس و حفاظت بر طاعات و استقصا در واجبات و صدق در معاملات و طول قیام و مجاهدات و اصلاح جنایات و ترک شکایات و فرو خوردن تلخی ها و روی ترش ناکردن . ) 20 ( حارث محاسبی گفته است : « علامت صبر نشانه تیر بلا شدن است . « شاه شجاع کرمانی » گفته است : « علامت صبر سه چیز است : ترک شکایت و صدق رضا و قبول قضا به دل خوشی . » « یوسف بن اسباط » گفته است : « علامت صبر ده چیز است : حبس نفس ، استحکام درس ، مداومت بر طلب انس ، نفی جزع و اسقاط وَرَع ، محافظت بر طاعات و استقصا بر واجبات و صدق در معاملات و ملول قیام شب در مجاهدات و اصلاح جنایات . ) 21
« انواع صبر »
( صبر به سه نوع تقسیم می گردد : 1- صبر عوام و توده مردم : این صبر عبارت از خویشتنداری از روی تظاهر به قوت نفس و اظهار ثبات و پایداری در آسیب ها و حوادث ناگوار است ، تا حال و احوال او در طی این حوادث از دیدگاه عقلاء نیز توده مردم ، جالب و دلپسند جلوه کند . ) 22 . ( 2- صبر زهّاد و عبّاد و اهل تقوی و ارباب قلم از جهت توقع ثواب آخرت . ) 23
( 3- صبر عرفان : صبر آنها ، برای اینست که پاره ای از آنان را در میان مردم از اختیار خاصی برخوردار ساخته و آنها را در کنار مردم از رهگذر ابتلائات ، ویژگی بخشیده ، و در نتیجه ، مشمول نظر و لطف والای پروردگار هستند : این نوع صبر ، اختصاصاً به عنوان « رضا » پیوند دارد و می توان آنرا رضا به قضای الهی نامید . ) 24
« درجات صبر »
صبر سه درجه دارد :
( درجة نخست ، صبر از ارتکاب گناه و معصیت است )  25  ( و از آن سه چیز زاید : الهام دلها ، قبول دعا و نور عصمت ) 26. ( به این که سالک و عید [ خداوند بر کیفر گناهکاران ] را پیوسته در نظر داشته باشد و این صبر بر معصیت برای آن است که ایمانش باقی و پایدار بماند و حرمتهای الهی را بزرگ دارد و حدود خداوند را حفظ کند ، و از کیفر در امان ماند . و بهتر از آن ، این است که صبر از ارتکاب گناه از روی حیا باشد ، یعنی ترک گناهش به خاطر حیاء از خداوند باشد ، نه ترس از عقاب او . و بهتر بودن آن ، به خاطر آن است که حیاء ، از صفات انسانهای شریف و آزاده است ؛ امّا ترس ، عادتاً از صفات عبید و انسان های شرور است . ) 27 ( درجة دوم : صبر بر طاعت الهی است )28(و از آن سه چیز زاید : بازداشت بلاها ، روزی نا ببوشید ، گراییدن به نیکات ) 29 . ( به اینکه پیوسته طاعت الهی را به جا آورد ، در این را اخلاص داشته باشد و براساس احکام  شریعت آن را نیکو انجام دهد . ) 30 ( و این نوع صبر ، سخت تر و مشکلتر از اولی است ، بدین جهت که نفس انسان طبیعتاً از عبودیّت و بندگی متنفر است و تمایل به ربوبیّت دارد و از این جهت است که گفته اند : هیچ نفسی نیست مگر این که او پنهان نموده است آن چه را که فرعون آن را اظهار نموده و چون فرعون محال قدرت نمائی بدست آورد آنرا ظاهر نمود و هیچ کس نیست مگر اینکه این معنی را ( حالت اشتهار به ربوبیّت را ) با بنده و خدمتکار و اتباع خویش ادّعا می کند ، اگر چه از اظهاراتش امتناع می ورزد و آنرا ابراز نمی نماید و از این جهت است که موقع تقصیر و اشتباه آنان غضب آلود و خشمگین می گردد و این مسئله از کبر و منیّت نفس ناشی می شود . )31 ( درجة سوم از صبر : صبر در بلایا و مصائب است ) 32 ( و از آن سه چیز زاید : یکتایی دل ، علائم باریک ، نورفر )33 ( که برای رسیدن به حسن جزای الهی است ، تحمل این صبر با انتظار فرج از طرف حق متعال سهل و آسان می گردد . سبک گردانیدن مصائب و سهل شمردن آنها با یاد خدا و متذکر شدن نعم به پایان اوست ، ، آنکه متذکر به حق متعال است زیر بار مصائب احساس ناراحتی نمی کند ، پس بنابراین صبر را سه رکن است : یکی بر بلاء اصبروا و دیگر از معصیت صابروا و سیّم بر طاعت و رابطوا . 34 )
« حقیقت صبر»
 ( استاد ابو علی گفت : رحمه الله حقیقت صبر ، بیرون آمدن بود از بلا بر حسب شدن اندروی چو ایّوب علیه السلام که اندر آخر آیت گفت : مَسَّنی الضُرُّ و أنتَ أرحَمُ الرّاحمین ، ادب خطا گناه داشت چون معارضه کردند بدانکه و أنتَ أرحَمُ الرّاحمین صریح نگفت اِرحَمنی . استاد امام رحمه الله گوید صبر بر دو گونه باشد صبر عابران و محبان و صبر عابدان نیکوتر آن بود که محفوظ باشد و صبر محبان نیکوتر آن بود که برداشته بود . )35
( حقیقت صبر آن که در پیش آمدن تلخی و سختی برقرار و ثابت قدم باشد ، پی قید سختی و قبول آن در مفهوم صبر مأخوذ است در صورتی که امری ناگوار باشد ، یاروی اضطراب و ناراحتی بر امری ایستادگی کند از مفهوم صبر خارج است . )36  
« صبر و تصبّر و صبّار »
( رویم گوید : صبر ترک شکوی بود . ذوالنّون مصری می گوید : صبر فریاد خواستن به خدای تعالی است . علی بن ابیطالب گوید : کَرَّمَ الله وَجهَهُ ، صبر مرکبی است که هرگز صبر اندر نیاید .
حریری می گوید : صبر آنست که فرق نکنی میان حال نعمت و محنت بآرام خاطر اندر هر دو حال .)37
( محاسبی میی گوید : که « صبر به معنای حرکت نکردن در مقابل تیرهای مشیت الهی است . ) 38
( ابو عبدالله خفیف می گوید : صبر سه است : متصبّر و صابر و صبّار )39
( متصبّر : کسی که سعی در صبور دادن دارد )40 ( و کسی که در خدا صبر کند و وی گاهی بر مکاره صبور است و گاه عاجز .) 41
( صابر : که در مقابل بلایا و آلام صبور می باشد )42 ( و کسی که در خدا و برای خدا صبر کند )43 ( و صابر که باید بیرون آید از حفوظ نفسانی و مراد جسمانی به مجاهده و مکابده و باید ثبات نماید بر نظام معنی این کلام « تا او را مرادت نفس » و محبوبات و تعلقاتش را بک نشود و ملازمت بر طریق اخیار و استقامت بر سیل ابراز نمودن و بر تصفیه دل و « تخلیة جان مداومت » کردن . )44
( صبّار : کسی که در خدا و برای خدا صابر باشد .)45
( از استاد ابوعلی شنیدم که گفت صابران فیروزی یافتند [ بِعَّز ] هر دو سرای زیرا که از خدای معصیت یافتند . چنانکه گوید إنَّ اللهَ مع الصابرین . و اندر معنی این آیت گویند ، اصبروا و صابروا و لا بطوا [ صبر ] فروتر از مصابره باشد و مصابره فروتر از مرابطت باشد ، و گفته اند در معنی این آیت صبر کنید بتن ، در طاعت خدای تعالی تا صابر باشید و بدل بر بلوی صبر کنید تا مصابر باشید و سرّ ، خویشتن بسته دارید بر شوق به خدای تا مرابط باشید .)46 ( مرابطه حساس ترین مسیر ساکنان الی الله است که بدون عبور از این نقطه ، را تعالی و تکامل به بن بست منتهی می شود . مرابطه در لغت به معنی به یکدیگر پیوستن و در اصطلاح اهل سلوک به معنی « به خود پیوستن » مراقب خود بودن و در یک کلمه پیوسته نگران احوال خویشتن بودن است و دارای 4 مرحله است : 1- مشارکت  2- مراقبت  3- محاسبت  4- مطابقت )47
( خداوند تعالی و تقدّس وحی فرستاد علیه السلام که یاد او خلق حمای من فراگیر و از خلقهای من یکی آنست که من صبورم . و گفته اند صبر بیاشام که اگر او تو را بکشد شهید باشی و اگر زنده مانی عزیز باشی . و گفته اند صبر کردن خدا یرا توانگری بود و صبر کردن به خدای بقا بود و صبر کردن اندر خدای ، بلا بود و صبر کردن با خدای، وفا بود و صبر کردن از خدای جفا . و گفته اند صبر بر طلب ، عنوان فلفر باشد و صبر اندر محنت عنوان فرج باشد و گفته اند مصابرت صبر بود بر صبر تا صبر اندر صبر غرق شود و صبر از صبر عاجز آید . )48
نتیجه گیری :
از این مقاله نتیجه گیری می شود که صبر عرفانی بسته به اینکه مربوط به عوام است یا خواص ( عرفا ) متفاوت می باشد . دارای مراتبی است 1- نفس  2- قلب  3- روح  . هر کس که بخواهد به عالی ترین مرتبه صبر برسد باید هر کدام از این مراتب فوق را طی کند و شاید مدّت ها برای یک عارف طول بکشد که از این مرتبه به مرتبه دیگری برود ، زیرا که در هر مرتبه تزکیّه و استقامت لازم را کسب کند چرا که به نظر می آید هر مرتبه از مراتب صبر مقدمه ای برای مرتبه بعد می باشد که زنجیر وار به هم متصل می باشد . به طور مثال : تا کسی مرتبه نفس را طی نکند نمی تواند به مرحله قلب یا روح صعود کند . به نظر ، با توجه به مطالب مطرح شده ، اگر انسان های عوام به آن درجه از تزکیه روح و نفس و قلب که عرفا رسیده اند ، برسند می توانند به آن مراتب عالی دسترسی پیدا کنند . 
منابع و مأخذ :
1- اسلام در کنار داغدیدگان – اثر : شهید ثانی – نگارش : دکتر سید محمد باقر محبّتی – ناشر : انتشارات رشد – چاپ دوم : زمستان 1366 – تعداد : 5000 نسخه – چاپخانه : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی .
2- ابعاد عرفانی اسلام – ترجمه و توضیحات : دکتر عبدالرحیم گواهی – همکار فنی – دفتر ویرایش – لیتو گرافی، چاپ و صحافی : چاپخانه دفتر نشر اسلامی – چاپ اول : 1374 – تعداد : 3000 جلد .
3- تا ملکوت – بازنویسی و برگردان کتاب منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری – تألیف : قرن پنجم هجری – به کوشش : علی اوجبی – زیر نظر : اکبر ایروانی و علی رضا مختار پور – ناشر : مؤسسه فرهنگی اهل قلم – شمارگان: 3000 نسخه – چاپ اول : 1382 – لیتو گرافی : نفیس ، چاپ فرید الدین .
4- ترجمه رسانه قیصریه – زیر نظر : احسان یار شاطر - با تصحیحات و استدراکات بدیع الزمان فروزانفر استاد دانشگاه تهران – بنگاه ترجمه و نشر کتاب – تهران 1345.
5- تحلیلی دربارة هفت مقام عرفانی – چاپخانه : نینوا – مؤلف : عبدالرضا میناگر – ناشر : ابتکار دانش – نوبت چاپ : دوم 1386 . ش – تیراژ : 500 جلد.
6- دایره المعارف تشیع – جلد دهم – شفاء ظهیر فارابی – ناشر نشر : شهید سید محبی – تهران 1383 – زیر نظر : کامران فانی – سماء الدین خرم شاهی – احمد صدر حاج سید جوادی – حطاطی: – مهندس علی طاهری – تاریخ نشر : 1383 – نوبت چاپ :نوبت اول – تیراژ : 4000 نسخه – حروفچینی : دفتر دایره المعارف تشیع – لیتو گرافی : جواهری – چاپ و صحافی : دیبا – فجر قائم .
7- رساله های حضرت سید نور الدین شاه نعمت الله ولی – چاپ دوم – به سعی دکتر جواد نور بخش – استاد دانشگاه تهران – اسفند ماه 2535 شاهنشاهی – چاپ فردوس ( شرکت سهامی خاص ) – تعداد چاپ : 2000 جلد – نام ناشر : خانقاه نعمت اللهی .
8- کتاب سیر تکاملی و اصول مسائل عرفان و تصوف – تألیف : دکتر سید یحیی یثربی – تبریز : دانشگاه تبریز ، 1368 – شانزده ، 514 .ص .240 س . م – ( انتشارات دانشگاه تبریز ، 301 ) .
9- کتاب شرح بر مقامات اربعین یا مبانی سیر و سلوک عرفانی – دامادی ، محمد ، 1320 – ناشر : مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران – تاریخ انتشار: اسفند ماه 1367 – تیراژ : 3000 نسخه .
10- شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری براساس شرح عبدالرزاق کاشانی – نگارش ? علی شیروانی – ناشر : انتشارات الزهراء ، تهران ، ناصر خسرو ، کوچه حاج نایب ، پاساژ خالقی ، طبقه سوم – حروفچینی : سجّاد ، قم – 24195 – لیتوگرافی ، چاپ و صحافی : علامه طباطبایی – چاپ اول : 1373 – قطع : وزیری – 400 صفحه – تیراژ :5000
11- صد میران ، خواجه عبدالله انصاری ، مصحح قائم انصاری ، چاپ بهار : تابستان 1368 – تیراژ : 1000 نسخه – چاپ گلشن .
12- صبر جمیل – مؤلف : علا الدین حجازی – ناشر : ادارة امور فرهنگی آستان قدس رضوی – تیراژ : 1000 نسخه- نوبت چاپ : نوبت اول – تاریخ انتشار : 1375- امور فنی و چاپ : مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی .
13- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه – جلد دوازدهم – مؤلف : حسین انصاریان – مصحح و اعراب گذار : حسین استادولی – تنظیم فهرست جامع : علی حاج باقری – حروفچینی : سازمان تبلیغات اسلامی – ناشر : انتشارات پیام آزادی – چاپ اول : 1368 – چاپ خانه : طلوع آزادی – تیراژ : 5000 نسخه .
14- فلسفه و عرفان ایرانی ( 4 ) التضقیه فی احوال المتصوّفه صوفی نامه – تألیف : قطب الدین ابوالمظفر منصور بن اردشیر العبادی به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی – انتشارات بنیاد فرهنگ ایران .
15- قواعد العرفاء و آداب الشعراء – تألیف : نظام الدین ترینی قندهاری پوشنجی / به اهتمام : احمد مجاهد / سروش : انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران / چاپ اول :1374 / حروفچینی : لاینو ترون سروش .
16- مبانی عرفان و تصوف - دکتر قاسم انصاری – کتابخانه طهوری – چاپ اول 1370 – چاپ دوم ( بازنگری و افزوده شده ) – پائیز 1375 – حروفچینی نشر آگه – لیتو گرافی و چاپ گلشن .
17- مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه – عز الدین محمود بن علی کاشانی – به تصحیح : استاد علام جلال الدین همایی- چاپ سوم : آذر ماه 1367 – تیراژ : 3300 نسخه – چاپ و صحافی : چاپخانه سترگ .
18- کتاب مرآت الرشاد آئینه هدایت / مؤلف شیخ عبدالله ممقانی / ترجمه : باقر غباری / ناشر : انتشارات واحد فوق برنامه پخش فرهنگی دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی – چاپ اول – تاریخ : اردیبهشت 1364 – تیراژ : 3000 – گرافیست : بهروز شادان.
19- نطفه های آغاز در اخلاق عملی –تألیف : آیت الله مهدوی کنی – ناشر : دفتر نشر فرهنگ اسلامی – تعداد : 5000 جلد – چاپ اول : 1371 – چاپ و صحافی : چاپخانه دفتر فرهنگ نشر اسلامی – همکار فنی - سازمان طرح و اجرای کتاب .
« ارجاعات »
1- مرات الرشاد آئینه هدایت صفحه 71
2- قواعد العرفاء و آداب الشعراء صفحه 130
3- مبانی عرفان و تصرف صفحه 39
4- شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری صفحه 110
5- کتاب سیر تکاملی و اصول مسائل عرفان و تصوف صفحه 404
6- اسلام در کنار داغدیدگان صفحه 123
7- کتاب شرح بر مقامات اربعین یا مبانی سیر وسلوک عرفانی صفحه 47
8- صبر جمیل صفحه های 10 و 11
9- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، جلد دوازدهم صفحه 362
10- مرآت الرشاد آئینه هدایت صفحه 71
11- ترجمه رسالة قشیریه صفحه 280
12- فلسفه و عرفان ایرانی ( 4 ) التضحیه فی احوال المتصوّفه صوفی نامه صفحه های 71 و 72
13- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، جلد دوازدهم ، صفحه های 355 و 357 و 364
14-  ترجمه رسالة قشیریه صفحه های 379 و 380 و 381 .
15- دایره المعارف تشیع – جلد دهم صفحه 271
16- کتاب تحلیلی دربارة هفت مقام عرفانی صفحه های 359 و 360 .
17- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، جلد دوازدهم صفحه 362 
18- مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه صفحه 381
19- شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری صفحه 113
20- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، جلد دوازدهم صفحه 361
21- شرح بر مقامات أربعین یا مبانی سیر و سلوک عرفانی صفحه 48
22- اسلام در کنار داغدیدگان صفحه 125 و 126
23- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، جلد دوازدهم صفحه 361 
24- اسلام در کنار داغدیدگان صفحه 125 
25-  شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری صفحه 111
26- صد میدان صفحه 22
27- شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری صفحه 111
28- کتاب تاملکوت صفحه 74
29- کتاب صد میدان صفحه 22
30- کتاب تاملکوت صفحه 74
31- مرات الرشاد آئینه هدایت صفحه 73
32- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، جلد دوازدهم صفحه 363 
33- صد میدان صفحه 22
34- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، جلد دوازدهم صفحه 363
35- ترجمة رسالة قشیریه صفحه 286
36- عرفان اسلامی ، شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه ، جلد دوازدهم صفحه 363
37- ترجمة رسالة قشیریه صفحه 281
38- ابعاد عرفانی اسلام صفحه 222
39- ترجمة رسالة قشیریه صفحه 281
40- ابعاد عرفانی اسلام صفحه 222 
41- مبانی عرفان و تصوّف صفحه 39
42- ابعاد عرفانی اسلام صفحه 222  
43- مبانی عرفان و تصوّف صفحه 39
44- رسالة حضرت سید نور الدین شاه نعمت الله ولی
45- مبانی عرفان و تصوّف صفحه 39
46- ترجمة رسالة قشیریه صفحه 282
47- صرابطه : کتاب نطفه های آغاز در اخلاق عملی صفحه 345
48- ترجمة رسالة قشیریه صفحه های 282 و 283

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:9  توسط پروانه حیدری  | 

چگونه آرامش بدس بیاوریم

گونه آرامش رابه دست آوریم سكينه، آرامش و آسايش، مفاهيمي كمابيش هم‌معنا هستند و مراد از آنها آن است كه فرد به دليل داشتن انديشه‌يا ديدگاهي ويژه درباره جهان و امور پيرامون خود، از تشويش، اضطراب و پريشاني به دور باشد.
نكته: «سكينه آرامش است... و سكينه دل در سه جاي است: در توحيد، و در خدمت، و در يقين.
اما سكينه توحيد را در دل سه عمل است: ترس است از روز ناآزموده، و شناخت خداوند نااندريافته، و دوست داشتن وي ناديده.
و اما سكينه در خدمت، سه عملكرد است: در دل داد به سنت دادن[1]... و بر اهل[2] اعتماد كردن تا از وسواس آزاد گشتن، و خلق را فراموش كردن تا از ريا آزاد گشتن».[3]
حكمت: «امام صادق(ع) فرمود: آسايش حقيقي براي مؤمن نيست مگر در لقاء با خداوند و غير از آن در چهار چيز آرامش است:
1. سكوتي كه در آن به حال قلبت و خويشتنت معرفت پيدا كني؛
2. خلوتي كه به واسطه آن از آفات ظاهري و باطني روزگار نجات پيدا كني؛
3. گرسنگي‌اي كه شهوات و وسواس با آن نابود شود؛
4. شب‌زنده‌داري كه قلبت بدان منور و طبعت بدان مصفا و روحت بدان تزكيه شود».[4]
مهارت‌هاي كسب آرامش
الف) صبر و تحمل در برابر قضاي الهي
صبر در مفهوم عام آن، تحمل داشتن و بردباري كردن است. (تحمل در طاعت، در معصيت، در حوادث، در ناملايمي ديگران) صبر بر بلا يك سفارش كلي است، اما عارفان مسلمان بيشتر صبر را تحمل بلايي مي‌دانند كه از جانب حق ‌باشد.
صبر يا تحمل و بردباري در معناي كلي آن حالتي است كه مي‌تواند روان فرد را در برابر ناملايمات زندگي سلامت دارد و از پريشاني و تشويش دروني او جلوگيري كند. در ادامه، تعريف صبر و جايگاه آن از ديدگاه عالمان و عارفان مسلمان و جنبه‌هاي گوناگون آن بررسي مي‌شود.

به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:5  توسط پروانه حیدری  | 

مفهوم صبر و جایگاه آن در اسلام


ملااحمد نراقی در تعریف صبر می نویسد:

صبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطر او پریشان نگردد و گشادگی و طمأنینه ای که پیش از حدوث بلا داشته است، حفظ نموده و زبان خویش را از گلایه و شکایت حفظ کند و اعضا و جوارح خود را از حرکات ناهنجار محافظت نماید... صبر و شکیبایی، منزلی است از منازل دین و مقامی است از مقامات موّحدین که به واسطه آن، بنده به جمع مقربان بارگاه احدّیت وارد می شود و تا کسی صبر را شعار خویش نسازد، به مراتب ارجمند نخواهد رسید... در منزلت و جایگاه صبر همین بس که وقتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله درباره ایمان پرسیدند، فرمود: «آن، صبر است».

حضرت علی علیه السلام ، جایگاه صبر نسبت به ایمان را به جایگاه سر نسبت به بدن تشبیه می کند و می فرماید:

علیکم بالصَّبرِ، فاِنَّ الصَّبرَ مِن الایمانِ کَالرّأسِ مِنَ الجَسَدِ، و لا خَیرَ فی جَسَدٍ لا رأسَ مَعَهُ و لا فی ایمانٍ لا صبرَ معهُ.

بر شما باد به شکیبایی، پس جایگاه صبر به ایمان، همچون جایگاه سر نسبت به بدن است و همان گونه که بدن، بدون سر ارزشی ندارد، ایمان نیز بدون شکیبایی، ارزشی نخواهد داشت.

پیام متن:

صبر، مقاومت در برابر سختی هاست که موجب قرب انسان به خداوند می شود، چنان که پیامبر فرمود: «صبر، همان ایمان است».

راه های تقویت صبر

توجه به ناپایداری و زودگذر بودن دنیا

نه شادکامی پایدار و همیشگی است، نه غم و مصیبت. از این رو، انسان خردمند، نه در شادی ها، سرمست و مغرور می شود و نه در گرفتاری ها، افسرده و ناامید. انسان صابر در تمام شرایط، آرامش خویش را حفظ می کند و حوادث تلخ و شیرین روزگار، او را نگران و مضطرب نخواهد کرد. حافظ شیرازی در این باره می گوید:

حافظا، چون غم و شادی جهان در گذر است بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم

ملاّ احمد نراقی رحمه الله در معراج السّعادة می نویسد:

حضرت روح الأمین، از نوح نبیّ الله ـ که به روایت مرحوم صدوق رحمه الله ، دو هزار و پانصد سال عُمر کرد ـ پرسید: ای دراز عمرترین پیغمبران! دنیا را چگونه یافتی؟ گفت: «آن را خانه ای یافتم که دو در داشته باشد؛ از یک در آمدم و از در دیگر بیرون رفتم».

حاصل سخن آنکه توجه به ناپایداری دنیا، بردباری در برابر ناکامی ها را به ارمغان خواهد آورد.

پیام متن:

بعد از این، از بد و نیک، هر چه رسد ای حافظ غم مخور، شاد بزی، چون که جهان در گذر است

اعتقاد به تقدیر الهی و تسلیم بودن در برابر آن

بنابر روایات اهل بیت علیهم السلام ، در ورای تمام آسایش ها و رنج ها، خواست و مشیّت الهی وجود دارد. پیامبر گرامی اسلام در این باره می فرماید:

لا یَجِدُ العبدُ حَلاوَةَ الایمانَ حَتّی یُؤْمِنَ بِالقَدَرِ خَیرِهِ وَ شَرِّهِ.

هیچ کسی، شیرینی ایمان را نخواهد چشید، مگر اینکه به مقدّرات الهی ایمان بیاورد؛ خواه آن مقدّرات خیر و خواه شر باشد.

امام صادق علیه السلام نیز در بیانی نورانی می فرماید:

ما مِن قَبضٍ وَ لا بَسْطٍ إلاّ وَ لِلّه فیه مَشیئَةٌ وَ قَضاءٌ و اِبتلاءٌ.

هیچ تنگی و گشایشی نیست، مگر اینکه در آن مشیّت و قضای الهی و آزمایشی از سوی خداوند است.

از سوی دیگر، بنده مؤمن و شیفته حضرت حق تردید ندارد که خداوند متعال، برای بندگانش جز خیر و خوبی مقدّر نمی کند. از این رو، به اقتضای محبتی که نسبت به خداوند دارد، در برابر فرمان او، تسلیم و به آنچه او برایش مقدّر کرده، خرسند است.

بی شک، اعتقاد به تقدیر الهی و تسلیم بودن محض در برابر آن، به تقویت قوه صبر و شکیبایی، کمک بسیاری خواهد کرد.

پیام متن:

چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند گر اندکی نه به وفق رضاست، خرده مگیر

حافظ

زهدورزی

آن که طریق زهد و بی اعتنایی به نعمت های دنیایی را برگزیده و آسایش طلبی را در خود تعدیل کرده است، هیچ گاه در برابر سختی ها، تعادل و آرامش خود را از دست نخواهد داد و از روال طبیعی زندگی منحرف نخواهد شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید:

مَن زَهِدَ فی الدُّنیا تَهاوَنَ بِالمُصیباتِ.

هر کس نسبت به دنیا بی اعتنا باشد، به گرفتاری ها توجهی نخواهد داشت.

پیام متن:

زهد و بی اعتنایی به زرق و برق دنیا، یکی از راه های تقویت صبر است.

آسایش پس از سختی (فرج بعد از شدت)

از آنجا که از پی هر سختی، آسایشی خواهد بود، شایسته است هنگام رو به رو شدن با سختی های زندگی، به امید رسیدن به گشایش، خویشتن دار و صبور بود. حافظ در این باره می گوید:

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح، نسیم گره گشا آورد

خداوند متعال نیز در آیاتی از قرآن به این حقیقت اشاره کرده است. در آیه 7 سوره طلاق می خوانیم: «سَیَجْعَلُ اللّهُ بَعدَ عُسرٍ یُسراً؛ خداوند، به زودی پس از هر سختی، آسانی و گشایش قرار خواهد داد.» و در آیات 5 و 6 سوره مبارکه انشراح آمده است: «فَاِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً ـ انَّ مَعَ العُسرِ یُسراً».

بر این اساس، یادآوری گشایشی که خداوند پس از هر سختی، به انسان عنایت می کند، قدرت انسان را در تحمل سختی ها افزایش خواهد داد.

سخن دارم ز استادم، نخواهد رفت از یادم که گفتا حل شود مشکل، ولی آهسته آهسته

پیام متن:

غنچه گو تنگ دل از کار فرو بسته مباش کز دم صبح، مدد یابی و انفاس نسیم

حافظ

آثار و نتایج صبر

صبر و رسیدن به مقام های والا

نقش صبر، در دست یابی به درجات رفیع، چنان پررنگ و مهم است که جز با بهره مندی از این ویژگی مهم و ارزشمند، رسیدن به قرب الهی ممکن نیست. خداوند در آیه 35 سوره فصلت، به این حقیقت مهم اشاره می فرماید:

و ما یُلَقّیها إلاَّ الَّذینَ صَبَرُوا و ما یُلَقّیها إلاّ ذو حَظٍّ عَظیم.

و به این مقام نمی رسند جز کسانی که شکیبا بوده و از بهره ای بزرگ بهره مند باشند.

حضرت عیسی بن مریم علیه السلام نیز به حواریّون خود فرمود: «همانا شما به آنچه دوست دارید، نمی رسید، مگر آنکه بر آنچه کراهت دارید، صبر کنید».

پیام متن:

بدون صبر ورزیدن، نمی توان به مقام های بالای معنوی دست یافت.

نعمت هم نشینی با پیامبران به سبب صبر در زندگی

امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزی خداوند به حضرت داوود علیه السلام وحی کرد که نزد زنی به نام خلاّده دختر اوس برود و به او بشارت بدهد که او اهل بهشت و هم نشین تو در بهشت خواهد بود.

حضرت داوود علیه السلام به خانه خلاّده رفت و درِ خانه اش را کوبید. خلاّده بیرون آمد و عرض کرد: چه شده است که تو را اینجا می بینم؟ داوود علیه السلام فرمود: «خدای تعالی به من وحی کرد که تو هم نشین من در بهشت خواهی بود.» خلاّده گفت: ای پیامبر خدا! سخن شما را تکذیب نمی کنم، ولی به خدا سوگند، در وجود خود چنین سعادتی نمی بینم. حضرت داوود (علیه السلام) فرمود: از درونت خبر بده که در آن چه می گذرد؟ خلاّده گفت: هرگز به هیچ دردی مبتلا نشدم و هیچ گزند و گرسنگی به من نرسید، مگر اینکه در برابرش صبر کردم و از خداوند نخواستم که آن را از من برطرف سازد تا آنکه او اگر خواست، آن را از من دور کند و عافیت و گشایش دهد و به جای آن، خدا را بر آن درد و گرفتاری، شکر و سپاس گفتم. حضرت داود علیه السلام فرمود: «فَبِهذا بَلَغْتِ ما بَلَغْتِ؛ پس بدین سبب، به این مقام رسیده ای.» سپس امام صادق علیه السلام فرمود: «و هذا دینُ اللّهِ ارْتَضاهُ لِلصّالِحینَ؛ این همان دین خداست که برای بندگان صالح و نیکوکار خود برگزیده است».

پیام متن:

از نتایج صبر، هم نشینی با پیامبران است.

صبر و اجر بی حساب

خداوند متعال، در آیات فراوانی از قرآن کریم، به صابران مژده پاداش داده است. برخی از این آیات عبارتند از: «آیه 11 سوره هود، آیه 90 سوره یوسف، آیه 96 سوره نحل، آیه 111 سوره مؤمنون و آیه 75 سوره فرقان.» افزون بر این آیه ها، خداوند در آیه 10 سوره زُمر، اجر صابران را بی حساب و غیرقابل شمارش معرفی می کند و می فرماید: «اِنَّما یُوَفَّی الصّابرونَ اَجرَهم بِغَیرِ حساب؛ همانا پاداش صابران، بی حساب به ایشان اعطا می شود».

علی علیه السلام در حدیثی، پاداش صابران را بالاترین پاداش ها معرفی می کند: «ثوابُ الصَّبر أعلی الثَّوابِ؛ پاداش بردباری، بالاترین پاداش هاست».

درباره آیت اللّه العظمی گلپایگانی رحمه الله نوشته اند که روزی یکی از فرزندان ایشان از دنیا رفت. یکی از عالمان که برای عرض تسلیت خدمت ایشان رسیده بود، عرض کرد: ان شاء اللّه خداوند، محبت این فرزند را از قلب شما بیرون کند تا صبر بر این مصیبت، برای شما آسان تر شود. آیت اللّه گلپایگانی رحمه الله ، در پاسخ ایشان فرمود: «اتّفاقاً از خدا می خواهم، محبت او را در دلم بیشتر کند تا در غمِ از دست دادنش، بیشتر صبر کنم و اجر بیشتری شامل حالم گردد».

پیام متن:

صبر در برابر گرفتاری ها، پاداشی بی حساب برای آدمی به ارمغان می آورد.

رابطه ایمان و گرفتاری ها

انسان های باایمان نه تنها در برابر گرفتاری ها، دستخوش نگرانی و اضطراب نمی شوند، بلکه این سختی ها را لطفی از جانب باری تعالی می دانند که از روی حکمت و مشیّت خود، برای بندگان شایسته اش در نظر گرفته است.

حضرت لقمان علیه السلام در این باره خطاب به فرزندش چنین می فرماید:

یا بُنَیَّ! الذَّهَبُ وَ الفِضَّةُ یُختَبَرانِ بِالنّارِ و المُوْمِنُ یُختَبَرُ بالبَلایا.

ای پسرم! طلا و نقره را با آتش آزمایش می کنند؛ مؤمن را با گرفتاری ها.

با دقت و بررسی در زندگی اولیا و خاصّان درگاه الهی درمی یابیم آنها نیز به اندازه ایمانشان، در معرض امتحان و آزمایش های سنگین الهی قرار گرفته اند. چنان که نبّی مکّرم اسلام که سرآمد همه انبیای الهی است، سختی هایی را تحمل کرد که هیچ یک از پیامبران پیشین، با آن رو به رو نبودند. آن بزرگوار می فرماید: «ما اُوذِیَ نَبیٌّ ما اُوذیتُ؛ هیچ پیامبری همانند من آزار ندیده است».

مقرّبان و پاکان عالَم در تمامی دوران ها با آزمایش های سنگین رو به رو بوده اند و به تعبیر سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی رحمه الله : «نپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر... ؛ صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است».

پیام متن:

رو به رو شدن با گرفتاری ها، یکی از نشانه های ایمان به خداوند است
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:5  توسط پروانه حیدری  | 

صبر و شکیبایى





مقدمه

انسان موجودى است که خداى سبحان او را براى هدفى آفریده است و وى باید پس از شناخت هدف با تلاش و کوشش در جهت رسیدن به آن هدف حرکت کند و هدف واقعى و حقیقى آدمیان رسیدن به قرب الهى بوده و کمال واقعى همان تقرّب به خدا است و پیروزى واقعى انسان زمانى است که به آن هدف والا دست یازد. اما ماهیت زندگى دنیا که خود میدانى براى تلاش و کوشش در جهت نیل به هدف است به گونه اى است که همواره با مشکلات و موانعى همراه است که آن مشکلات مانع رسیدن به آن هدف است و در صورتى مى تواند به آن هدف نائل شود و به پیروزى برسد که در برابر مشکلات مقاومت به خرج داده و شکیبا باشد از این رو گفته اند:
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید
یعنى صبر و پایدارى و مقاومت زمینه ساز موفقیت و کامیابى است، دانش آموزى که مى خواهد در مقام تحصیل علم و دانش به پیروزى برسد باید در برابر مشکلات و آفات تحصیل مقاومت و پایدارى کند. تاجرى که مى خواهد در کار خود به موفقیت دست یابد و به سود مادّى برسد باید در برابر مشکلات تجارت و بازرگانى از مقاومت برخوردار باشد و اگر انسانى بخواهد در معنویت به کامیابى برسد باید اهل مقاومت و صبر باشد. بنابراین صبر و شکیبایى از عوامل مهم موفقیت و کامیابى و پیروزى در زندگى است، خواه در زندگى مادى و خواه در زندگى معنوى. در قرآن کریم در آیات فراوانى انبیاء و پیامبران الهى و اولیاء خدا و مؤمنان به صبر و پایدارى و استقامت فراخوانده شده اند.
خداى سبحان خطاب به پیامبر اسلام فرمود: «فاصبر کما صبر اولواالعزم من
الرسل؛(1) اى پیامبر صبر کن آن گونه که پیامبران اولواالعزم صبر کردند و خطاب به اهل ایمان فرمود: «یا ایّها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلوة انّ اللّه مع الصابرین؛(2) اى افرادى که ایمان آورده اید از صبر و استقامت و نماز کمک بگیرید، زیرا خداى سبحان با صابران است» و در سوره آل عمران نیز فرمود: «یا ایّها الّذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا اللّه لعلّکم تفلحون؛(3) اى کسانى که ایمان آورده اید (در برابر مشکلات و مصائب و هوس هاى سرکش) صبر کرده و استقامت کنید و در برابر دشمنان نیز پایدار باشید و از مرزهاى خود مراقبت نمائید و تقواى الهى را پیشه کرده و از خدا پروا کنید، شاید رستگار شوید.» در این آیه کلید رستگارى و سرچشمه سعادت را صبر و استقامت و ایستادگى در برابر حوادث و مشکلات و مصائب و موانع مى داند.
در روایات اسلامى نیز از مهمترین ارکان ایمان شمرده شده است.
امام صادق(ع) فرمود: «الصبر رأس الایمان؛(4) صبر و مقاومت سر ایمان است.» و در سخن دیگرى فرمود: «الصبر من الایمان بمنزلة الرأس من الجسد فاذا ذهب الرأس ذهب الجسد، کذلک اذا ذهب الصبر ذهب الایمان؛(5) موقعیت صبر در برابر ایمان همانند موقعیت سر در برابر بدن است چنان چه اگر سر از بین برود بدن از بین مى رود با رفتن صبر، ایمان نیز از بین خواهد رفت.»
با توجه به اهمیت صبر و استقامت در زندگى انسان و تأکید آموزه هاى دینى بر آن و نقش آن در موفقیت و پیروزى، لازم است بدانیم که اولاً صبر چیست و معناى واقعى آن چه مى باشد و ثانیاً در چه چیزهایى باید صبر کرد و ثالثاً مراتب صبر چیست و رابعاً صبر چه آثارى در زندگى آدمیان دارد و خامساً چگونه مى توان به صبر دست یافت.

1 معنا و حقیقت صبر

صبر در لغت به معناى حبس و در تنگنا و محدودیت قرار دادن است.(6) و برخى آن را بازداشتن نفس از اظهار بى قرارى و بى تابى دانسته اند.(7) و در اصطلاح علماى اخلاق به معناى وادار نمودن نفس به انجام آن چه که عقل و شرع اقتضا مى کنند و بازداشتن از آن چه عقل و شرع نهى مى کنند.(8) برخى آن را بازداشتن نفس از شکایت بردن به غیر خدا و خویشتن دارى از جزع و بى تابى که در باطن انسان مخفى است.(9) با توجه به تعاریف مذکور، صبر یک حقیقت نفسانى است که آدمى را از عوامل بازدارنده به سوى کمال باز مى دارد صبر به این معنا داراى دو جهت است از یک سو گرایش ها و تمایلات غریزى و نفسانى انسان را حبس و آن را در قلمرو شرع و عقل محدود مى کند و از سوى دیگر نفس را از مسؤولیت گریزى در برابر عقل و شرع باز مى دارد و او را وادار مى کند که زحمت و دشوارى پاى بندى به وظائف الهى را بر خود هموار سازد.
بر این اساس صبر در فرهنگ معارف دینى به معناى سکوت نیست بلکه به
معناى مقاومت و ایستادگى در برابر سختى ها و ناملایمات زندگى است که همواره به عنوان آزمون الهى انسان را همراهى مى کند مانند رنج و مشقت در تحصیل علم، در انجام دادن فرایض و نوافل، در پرهیز از معصیت و در تلخى مصیبت. و صابر کسى است که در همه این صحنه ها پایدارى کند و در هیچ عرصه اى جزع نکند، در صحنه عمل به وظیفه حضور داشته باشد بلکه سمت خود را که خداوند براى او معین فرموده است حفظ و کار خویش را به نحو احسن به انجام برساند.

2 انواع صبر

در روایات اسلامى سه قسم صبر ذکر شده است صبر بر اطاعت و صبر بر معصیت و صبر بر مصیبت. منظور از صبر بر اطاعت ایستادگى در برابر مشکلات فرمان خداست یعنى بر اطاعت فرمان الهى در نماز و روزه و حج و جهاد و اداى واجبات مالى مثل خمس و زکات صابر و شکیبا باشید.
منظور از صبر بر معصیت آن است که آدمى در برابر شعله هاى آتش شهوت و هیجان هاى برخاسته از هوى و هوس ایستادگى کند و خودش را از سوختن در آن آتش حفظ کند و اگر حفظ نکند طوفان شهوات، ایمان و پاکى و صداقت را از بین مى برد.
منظور از صبر بر مصیبت آن است که آدمى در طول زندگى در برابر حوادث دردناکى که با آن روبه رو مى شود صبر و شکیبایى را از دست ندهد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الصبر ثلاثة: صبر عند المصیبة و صبر على الطاعة و صبر عن المعصیة، فمن صبر على المصیبة حتى یردّها بحسن عزائها کتب اللّه له ثلاثمأة درجة ما بین الدرجة الى الدرجة کما بین السماء الى الأرض و من صبر على الطاعة کتب اللّه له ستمأة درجة ما بین الدرجة الى الدرجة کما بین تخوم الارض الى العرش و من صبر عن المعصیة کتب اللّه له تسعمأة درجة ما بین الدرجة الى الدرجة کما بین تخوم الارض الى منتهى العرش؛(10) صبر بر سه قسم است صبر بر مصیبت و صبر بر طاعت و صبر از معصیت،
کسى که بر مصیبت صبر کند و آن را با شکیبایى تحمّل نماید خداى سبحان سیصد درجه برایش مى نویسد که فاصله هر درجه آن همانند فاصله زمین و آسمان است و هر کس بر اطاعت صبر کند خداى سبحان ششصد درجه براى او مى نویسد که فاصله هر یک با دیگرى همانند فاصله انتهاى زمین تا عرش خداست و هر کس بر معصیت صبر کند خداوند نهصد درجه برایش مى نویسد که فاصله هر یک با دیگرى همانند فاصله منتهاى زمین تا منتهاى عرش خداست.»
امیرالمؤمنین على(ع) ضمن شمردن ارکان ایمان یکى از آن ها را صبر مى داند و براى آن چهار شعبه ذکر مى کند و مى فرماید: «و الصبر منها على اربع شعب على الشوق و الشفق و الزهد و الترقّب فمن اشتاق الى الجنة سلا عن الشهوات و من اشفق من النار اجتنب المحرمات و من زهد فى الدنیا استهان بالمصیبات و من ارتقب الموت سارع الى الخیرات؛(11) شعبه هاى چهارگانه صبر عبارت است از، اشتیاق، ترس، زهد و انتظار، کسى که مشتاق بهشت باشد از شهوات و تمایلات سرکش به کنار مى رود و آن کس که از آتش جهنم بیمناک باشد از محرمات دورى مى گزیند، کسى که در دنیا زاهد باشد مصیبت ها را ناچیز مى شمارد و آن کس که منتظر مرگ باشد براى انجام اعمال نیک سرعت مى گیرد.»

اسباب صبر و شکیبایى

آن چه که باعث صبر و مقاومت انسان در برابر مصائب و مشکلات اطاعت و ترک معصیت مى شود امور فراوانى است که به برخى از مهمترین آن ها اشاره مى شود.

1 تقویت پایه هاى ایمان و یقین

آدمى باید از راه شناخت خدا و اسماء حسنا و صفات عالیه حق ایمانش را به خدا تقویت کند و از طریق شناخت ماهیت دنیا و ناپایدارى آن، یقین پیدا کند دنیا محل موقت زندگى آدمى است و از طریق شناخت آخرت و نعمت ها و عذاب الهى، ایمانش را به قیامت و جاودانگى آن قوى سازد. انسانى که از ایمان قوى برخوردار باشد و بداند خداوند به مقتضاى حکمت و رحمت عمل مى کند شکیبایى او بیشتر مى شود. براى همین است که در قرآن فرمود: انسان مؤمن بر دو برابر نیروى کافر غلیه مى کند. «یا ایّها النبى حرض المؤمنین على القتال ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین و ان یکن منکم مأئة یغلبوا الفاً من الذى کفروا بانهم قوم لایفقهون الآن خفف اللّه عنکم و علم انّ فیکم ضعفا فان یکن منکم مأئة صابرة یغلبوا مأتین و ان یکن منکم الف یغلبوا الفین باذن اللّه و اللّه مع الصابرین؛(12) اى پیامبر مؤمنان را به جنگ با دشمنان تحریک کن، هرگاه بیست نفر از شما با استقامت باشند بر دویست نفر غلبه مى کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند پیروز مى گردند چرا که آن ها گروهى هستند که نمى فهمند. هم اکنون خداى سبحان از شما تخفیف داد و دانست که در شما ضعفى وجود دارد بنابراین هرگاه یکصدنفر از شما با استقامت باشند بر دویست نفر پیروز مى شوند و اگر یکهزار نفر باشند بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد و خدا با صابران است.»
در سوره بقره نیز فرمود: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن اللّه و اللّه مع الصابرین؛(13) آنان که به روز قیامت ایمان دارند گفتند چه بسیار گروه هاى کوچکى که به فرمان خدا بر گروه هاى عظیمى پیروز شدند و خدا با صابران است.»

2 ممارست و تمرین

دست یابى به صبر و استقامت مانند هر فضیلت اخلاقى دیگر با ممارست و تمرین و روبرو شدن با حوادث گوناگون حاصل مى شود على(ع) فرمود: «من توالت علیه نکبات الزمان اکسبته فضیلة الصبر؛(14) کسى که حوادث ناخوشایند زمان پى در پى برایش حادث شود فضیلت صبر را برایش فراهم مى کند.» یعنى تکرار مقاومت در برابر مصائب و ایستادگى در برابر معصیت و پایدارى و مداومت بر اطاعت الهى سبب رسوخ صبر در انسان مى شود.

3 شناخت ماهیت دنیا

یکى از اسباب تقویت روح ایستادگى و مقاومت در انسان شناخت دنیا است به این صورت که بداند دنیا دار تضادها و اصطکاک ها و تزاحم ها است و لازمه این تضاد و تزاحم مقاومت و پایدارى است و انسان صابر نه تنها بر تزاحم ها غلبه مى کند بلکه مى تواند به نعمت ها دست یابد امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «لکل نعمة مفتاح و مغلاق و مفتاحها الصبر و مغلاقها الکسل؛(15) براى هر نعمتى کلیدى و بندى است کلید آن صبر و بند آن تنبلى و کسالت است.»

آثار و پیامدهاى صبر و پایدارى

صبر و پایدارى آثار و پیامدهاى فراوانى در زندگى دنیوى و اخروى انسان برجاى مى گذارد که شایسته است انسان مؤمن این فضیلت را به منظور دست یابى به آن آثار در خود پیاده کند و برخى از آن آثار عبارتند از:

1 فلاح و رستگارى و پیروزى

قرآن کریم فلاح و رستگارى را در سایه صبر و مقاومت مى داند از جمله در سوره آل عمران فرمود:«یا ایّها الّذین آمنوا اصبروا و صابروا رابطوا و اتقوا اللّه لعلّکم تفلحون؛(16) در این آیه یکى از عوامل فلاح و رستگارى را صبر فردى و اجتماعى مى داند یعنى افراد با ایمان هم باید در جهاد با نفس و مشکلات زندگى شکیبایى به خرج دهند و هم در برابر دشمن استقامت و پایدارى کنند و با مرابطه و مراقبت دائم از مرزها و رعایت پرواى الهى زمینه موفقیت را فراهم کنند.
امام صادق(ع) فرمود: «کم من صبر ساعة قداورثت فرحاً طویلاً و کم من لذة ساعة قد اورثت حزناً طویلاً؛(17) بسیار اتفاق افتاده است که یک ساعت صبر و شکیبایى سبب شادى طولانى شده است و چه بسیار لذت کوتاهى در یک ساعت غم و اندوه طولانى را در پى داشته است.»

2 دریافت سلام فرشتگان الهى

قرآن کریم پس از آن که ویژگى هاى بندگان واقعى خدا را بیان مى کند مى فرماید: «اولئک یجزون الغرفة بما صبروا و یلقّون فیها تحیةً و سلاماً خالدین فیها حسنت
مستقراً و مقاماً؛(18) آن ها کسانى هستند که درجات عالى بهشت به آنها پاداش داده مى شود و در آن با سلام و تحیّت روبرو مى شوند، در آن جاودانه خواهند ماند چه قرارگاه خوب و چه محل اقامت جالبى.»
در این آیه مى گوید: «خداى سبحان مقامات عالى را به خاطر این به عبادالرحمن اعطاء مى کند که آن ها در راه خدا صبر و استقامت به خرج دادند و بعد از ورود به آن مقام عالى با تحیت و سلام مؤمنان و فرشتگان روبرو مى شوند.»
در سوره رعد نیز مى فرماید: «والملائکة یدخلون علیهم من کلّ باب سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبى الدار؛(19) و فرشتگان از هر درى به بهشت وارد مى شوند و به آن ها مى گویند سلام بر شما به خاطر صبر و مقاومت شما چه پایان خوبى در قیامت بهره شان شد.»
به لحاظ این که پشتوانه همه برنامه هاى سازنده فردى و اجتماعى شکیبایى و استقامت است، سلام و درود فرشتگان در این رابطه نثار آن ها مى گردد.

الگوهاى صبر و استقامت

قرآن چنان چه انسان را به فضیلتى دعوت مى کند الگوهاى عینى آن را نیز به آن ها معرفى مى کند تا انسان ها بتوانند با بهره گیرى از الگوى عملى روش آن ها را در زندگى سرمشق قرار دهند در مسئله صبر و شکیبایى نیز قرآن الگوهایى را به انسان معرفى مى کند این الگوها انبیاء و اولیاء الهى هستند که با صبر و مقاومت راه پیروزى را براى خود هموار کرده اند.

1 ایوب پیامبر

در سوره ص در مورد حضرت ایوب فرمود: «انا وجدناه صابراً نعم العبد انه اوّاب؛(20) ما او را شکیبا یافتیم. چه بنده خوبى که بسیار بازگشت کننده به سوى خداست.»
ایوب پیامبر، الگوى صبر و مقاومت در برابر مشکلات بود به همین دلیل حالات او هنگامى که مسلمانان تحت فشار شدید قرار داشتند به عنوان یک سرمشق به آن ها معرفى شد تا از او درس صبر و استقامت بیاموزند.

2 یعقوب پیامبر

یکى از کسانى که در قرآن به عنوان اسطوره صبر و مقاومت معرفى شد حضرت یعقوب بود که در فراق فرزند مورد علاقه اش سالیان زیادى با چشمانى اشکبار صبر کرد تا سرانجام دیده اش نابینا شد اما پیوسته صابر بود و فرمود: من صبر جمیل و زیبا خواهم داشت: «و جائوا على قمیصه بدم کذب قال بل سوّلت لکم انفسکم امراً فصبرٌ جمیل؛(21) وقتى برادران یوسف پیراهن او را با خونى دروغین نزد پدر آوردند حضرت یعقوب خطاب به فرزندانش گفت: هوس هاى نفسانى شما این کار را در نظرتان زینت داد. من صبر جمیل مى کنم.»
در سوره انبیاء آیه 85 نیز از اسماعیل و ادریس و ذاالکفل به عنوان صابران یاد مى کند و مى فرماید: «و اسماعیل و ادریس وذاالکفل کل من الصابرین؛و اسماعیل و ادریس و ذالکفل را به یاد بیاور که همه از صابران بودند.»
از قرآن استفاده مى شود که اعطاى امامت معلول صبر و مقاومت انبیاء الهى است چنان که فرمود: «و جعلنامنهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا بآیاتنا یوقنون؛(22) و از آنان امامان و پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت کردند چون شکیبایى نموده و به آیات ما یقین داشتند.»

3 پیامبر اسلام

قرآن کریم علاوه بر این که پیامبر اسلام را مأمور به صبر و شکیبایى مى کند و الگوى او را پیامبر اولواالعزم قرار مى دهد به او و پیروان دستور مقاومت مى دهد و خطاب به آن حضرت مى فرماید: «فاستقم کما امرت و من تاب معک ولاتطغوا انه بما تعملون بصیر؛(23) همان طور که فرمان یافته اى استقامت کن همچنین کسانى که با تو به سوى خدا آمدند و طغیان نکنید که خداوند آن چه را انجام مى دهید مى بیند.»
در این آیه به پیامبر دستور استقامت مى دهد تا او در راه تبلیغ و ارشاد و مبارزه و
پیکار و انجام وظائف الهى و پیاده کردن تعلیمات، مقاومت کند و این مقاومت اولاً فقط به خاطر اجراى دستور خدا است نه عوامل و اسبابى چون دنیاگرایى و رسیدن به مقام و قدرت باشد و ثانیاً براى کسانى که دعوت تو را قبول کردند و با تو همراه شدند نیز هست.

نتیجه گیرى

در این مقاله یکى از برنامه هاى مؤمنان که همانا صبر و شکیبایى است مورد بررسى قرار گرفته و پس از بیان اهمیّت صبر و شکیبایى به بیان معنا و حقیقت و اقسام آن پرداخته شد و راه رسیدن به آن مطرح و آثار آن نیز بیان گردید و در پایان الگوهاى صبر و شکیبایى که همان انبیاء الهى هستند معرفى شدند تا مؤمنان با الگوگیرى از آنان حقیقت صبر را در خود پیاده کرده و انواع ایستادگى و شکیبایى را از خود به نمایش بگذارند تا در دنیا و آخرت به آثار آن یعنى پیروزى و موفقیت در دنیا و نجات و رستگارى و راهیابى به مقام عالى دست یابند.

پى نوشت ها:

1. سوره احقاف، آیه 35.
2. سوره بقره، آیه 152.
3. سوره آل عمران، آیه 200.
4. اصول کافى، ج 2، ص 87.
5. همان.
6. مفردات راغب، ص 273.
7. صحاح اللغة، ج 706 2.
8. مفردات راغب، ص 273.
9. منازل السائرین، ص 195.
10. اصول کافى، ج 2، ص 91.
11. نهج البلاغه، کلمات قصار، ص 31.
12. سوره انفال، آیات 65 و 66.
13. سوره بقره، آیه 249.
14. غررالحکم، 9144.
15. شرح ابن ابى الحدید، ج 20، ص 322.
16. سوره آل عمران، آیه 200.
17. بحارالانوار، ج 68، ص 19.
18. سوره فرقان، آیات 75 و 76.
19. سوره رعد، آیات 23 و 24.
20. سوره ص، آیه 44.
21. سوره یوسف، آیه 18.
22. سوره سجده، آیه 24.
23. سوره هود، آیه 112.

پدیدآورنده: آیة اللّه جوادى آملى
پاسدار اسلام :: خرداد 1388 - شماره
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:2  توسط پروانه حیدری  | 

چرا شيعيان از ائمه صبورترند؟


الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام

لِبَعضِ أصحابهِ: إنّا صُبَّرٌ وشِيعَتُنا أصبَرُ مِنّا ، [ قالَ : ] قلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، كيفَ صارَ شِيعَتُكُم أصبَرَ مِنكُم ؟ قالَ : لأ نّا نَصبِرُ على ما نَعلَمُ ، وشِيعَتُنا يَصبِرُونَ على مالا يَعلَمُونَ .

امام صادق عليه‏السلام

- خطاب به‏يكى از اصحاب خود- : ما صابريم امّا شيعيان ما از ما صابرترند . عرض كردم : فدايت شوم ، چگونه مى‏شود كه شيعيانتان از شما صابرتر باشند ؟ فرمود : چون ما بر آنچه مى‏دانيم صبر مى‏كنيم و شيعيان ما بر آنچه نمى‏دانند صبر مى‏كنند .

الكافي : 2 / 93 / 25 منتخب ميزان الحكمة : 312
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:1  توسط پروانه حیدری  | 

صبر چند گونه است؟


عنه عليه‏السلام :

الصَّبرُ : إمّا صَبرٌ على‏المُصيبهِ ، أو على الطاعَةِ ، أو عنِ المَعصيَةِ ، وهذا القِسمُ الثالثُ أعلى دَرجَةً مِنَ القِسمَينِ الأوَّلَينِ .

امام على عليه‏السلام :

صبر ، يا صبر بر مصيبت است ، يا صبر برانجام طاعت و يا صبر بر ترك معصيت كه نوع سوم آن از دوگونه نخست برتر است .

شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : 1 / 319 منتخب ميزان الحكمة : 312
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:1  توسط پروانه حیدری  | 

صبر چند گونه است؟


عنه عليه‏السلام :

الصَّبرُ : إمّا صَبرٌ على‏المُصيبهِ ، أو على الطاعَةِ ، أو عنِ المَعصيَةِ ، وهذا القِسمُ الثالثُ أعلى دَرجَةً مِنَ القِسمَينِ الأوَّلَينِ .

امام على عليه‏السلام :

صبر ، يا صبر بر مصيبت است ، يا صبر برانجام طاعت و يا صبر بر ترك معصيت كه نوع سوم آن از دوگونه نخست برتر است .

شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد : 1 / 319 منتخب ميزان الحكمة : 312
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:0  توسط پروانه حیدری  | 

صبر چه نسبتی با ایمان دارد؟


رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم

لَمّا سُئلَ ماالإيمانُ: الصَّبرُ .

رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم - هنگامى كه سؤال شد : ايمان چيست ؟ - :

صبر .

مسكّن الفؤاد : 47 منتخب ميزان الحكمة : 312

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :

الصَّبرُ رَأسُ الإيمانِ .

امام صادق عليه‏السلام :

صبر ، رأس ايمان است .

الكافي : 2 / 87 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 312
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:59  توسط پروانه حیدری  | 

زینب صبر و بردباری و بصیرت


او روزها و سالهای مظلومیت پدر را خوب به یاد داشت و شاهد بود که بعد از رحلت پیابمر اسلام، ‌ولایت پدرش را که بزرگترین شخصیت جهان اسلام بعد از پیامبر بود، نادیده گرفتند و بر جایگاهی که پیامبر بعد از خود برای علی(ع) تعین کرده بود و کراراً آن را گوشزد می‌کرد و مسلمانان را به آن توصیه می‌فرمود عاصبانه تکیه زدند و حق او را ضایع ساختند. بر کرسی هوسها نشستند و خود را جانشین و خلیفه پیامبر خواندند. و امیرالمؤمنین که جز به حفظ اسلام و مصالح مسلمین نمی اندیشید همچنان صبر پیشه کردو رضایت خدا را بر هر چیز مقدم داشت و بیست و پنج سال سکوت اختیار کرد.
زینب در این دوران،‌ حوادث را به دقت پیگیری می‌کرد و بر بینش و آگاهیهای خود می افزود. هواپرستی و دنیا طلبی بسیاری را می‌دید،‌ دوست و دشمن را به خوبی از یکدیگر تمیز می‌داد و شاهد کینه‌توزی‌های ابوسفیان‌ها و معاویه ها بود. دشمنان نقابداری که در ظاهر،‌ لباس اسلام بر تن کرده بودند و سنگ اسلام به سینه می‌زدند و در باطن و حقیقت برای نابودی آن نقشه می کشیدند و حقایق را وارونه جلوه می دادند.
زینب،‌ همه این دشمنی‌ها را می‌دید و عظمت صبر پدر را درمی‌یافت. هم او که فرمود:
«صبرت و فی العین قدیً و فی الحلق شجاً» شکیبایی ورزیدم همچون کسی که خاشاک چشمش را پر کرده و استخوان راه گلویش را گرفته است.
زینب از صبر او الهام می‌گرفت و درس فداکاری می آموخت. می آموخت که چگونه باید تمام مشکلات و رنجهای راه خدا را تحمل کرد، محرومیتها را پذیرا شد و مصالح فردی را فدای مصلحت اسلام کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:57  توسط پروانه حیدری  | 

صبر در کربلا از دو دیدگاه


زینب و دو مخاطب صبر خداوند برای خصوصیات و ویژگی های اخلاقی ، الگوهایی در عالم تعبیه فرموده که هر کس ، در هر کجا با نظر به اُفق بلند الگو ، بتواند خود را در مسیر جاذبیت آن قرار دهد و به طور مداوم و به عشق رسیدن به سرحدّات الگو از تکاپو و تلاش باز نایستد.

صبر در متون دینی دارای سه شعبه می باشد: صبر در مصیبت ، صبر در طاعت و صبر بر معصیت.

جهان آدمیزادگان بدون درد و رنج متصور نیست. پیمانهی هر کسی تا بدانجا که گنجایش و وسع داشته باشد، با گرفتاریها در هم آمیخته است؛ )لقد خلقنا الانسان فی کبد) (۱) مصیبت ها کیمیا صفت، مس وجود آدمیان را به طلا مبدل می کنند، ولی اگر مقیاس کربلا نبود و اگر زینب(س) نبود چه بسیار مردان و زنانی که در نیمهء راه باز می ماندند. کربلا تا قیامت مقیاس همگان است تا گرفتاری ها و مشقات خود را با آن توزین کرده و از فشار روحی بر خود بکاهند.

اما صبر چیست؟

صبر در چنان موضعی نشستن حالتی در آدمی است که در اولین مواجهه اش با گرفتاری بتواند تعادل روحی خود را بازیابد و آن گاه واکنش مناسب و به جا اتخاذ نماید. بسیاری از مردم در دو حالت ، فرصت های گرانبها را از کف داده اند ؛ یکی در هیجانات شادی آور مفرط و دیگری در اوج غم های جان فزا. صبر بهترین وسیله برای رسیدن به موازنهء روانی و استفاده از فرصت ها در این دو حالت است ولی زینب(س) به بهترین شکل از فرصت ها بهره جست. برای بیان این منظور کلام خود را با استمداد از تاریخ توسعه می دهیم: کربلا در دو نگاه ؛ زینب(س) و دو مخاطب ؛ حضرت زینب (س)دو نگاه به کربلا دارد. در یک نگاه ، کربلا دریای خون و لختهء مصیبت است: أتدَرون أیَّ کبد لمحمّد فریتم وأیَّ دم له سفکتم، وأیَّ …؟ آیا می دانید چه جگری از پیغمبر(ص) پاره پاره کردید و چه خونی از او ریختید؟ (۲) مصیبت آن قدر بزرگ است که رگ و پی ستون دیانت را از هم گسیخته و افلاک و زمین بر اساس شعور باطنی خود که نور وجودشان را از نور وجود او ستانده اند، نزدیک است که عنان وجود از کف بدهند.(۳) در این نگاه دل دریایی زینب سخت طوفانی است و کلام جانگداز او در پاسخ عبیدالله ملعون از ژرفای غم او حکایت دارد: « لقد قتلت کهلی و قطعت فرعی و اجتثثت اصلی فان یشفک هذا فقد اشتفیت یابن مرجانه(۴)؛ به راستی که بزرگم را کشتی و شاخه ام را قطع کردی و ریشه ام را کندی ، اگر این تو را شفا می دهد شفا بگیر ، ای پسر مرجانه » این جا او به صبر نیاز دارد چرا که تنها رسول توانای دیار ثارالله است. او صبر پیشه می کند و بعد بهترین کلام را بر زبان می راند، بهترین سکوت را عملی می سازد، بهترین نگاه ، بهترین گریه ، بهترین فریاد و بهترین مرثیه را شیوهء خود می سازد. این درس صبر زینب(س) است. نه آن که در بایگانی عواطف خود ، از زینب صبور سپیدموی غصه داری بسازیم که در گوشهء تاریخ کز کرده ، بر برادران و فرزندان … مویه می کند. صبر زینب یک شورش بر اساس حیاتی معقول است که همواره در بحرانی ترین شرایط، بهترین جهت را برای تاریخ و زمانه ساخته و پرداخته کرده و عالمی را درس داده است. ولی این صبر چگونه ممکن است؟ چگونه آن دل طوفان زده را می توان به اختیار عقل و خرد درآورد؟ چرا دستگاه ادراک ما از چشم و گوش و دل و عقل ، همه و همه در مواقعی نه این چنین که مواقعی نازل تر، دیگر در اختیار هیچ فرماندهی نیست: «من عشق شیئاً اعشی بصره و اعمی قلبه فهو ینظر بعین غیر صحیحة ویسمع باذن غیر سمیعة قد خرقت الشهوات وعقله …» (۵) سرّ این صبوری در نگاه دیگر زینب به کربلاست که مخاطبی دیگر دارد. بانویی که وقتی بر عمرسعد خطابه می خواند مصیبت را بزرگ تر از فهم و عقل او می شمرد. اویی که وقتی ندبه می کند و مویه می سازد، اسبان نیز طاقت شنیدن ناله اش را ندارند…(۶) زمانی که فقط خود اوست و خدا و کشتهء غرقه به خونش، دستان خود را به زیر آن پاره پاره تن می برد و تمام وجودش غرق در محبت و معرفت به خداوند التماس می کند: «ربنا تقبل منا هذا القربان»(۷) حضرت زینب(س) شاگرد کلاس خطابهء امام علی(ع) است. او شاگرد زیرک و فطن مکتب امام علی (ع) ، که از الف الفبای آن کلاس احدیّت را فهمیده است. او بارها و بارها از پدر شنیده و از رفتارش خوانده و حتی فکر و اندیشهی علی را گمانه زده که: «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر مادونه فی أعینهم» (۸) اگر خدا در جان کسی بزرگ شد؛ غیر خدا هر آنچه که هست در مشاعر او کوچک است. و خداوند در جان زینب (س) بسی بزرگ است. در مقیاس با خداست که حجت او کم است. دیدهء خدابین زینب(س) است که در جوار خداوند هیچ بزرگی را نمی بیند این ایمان و باور است که زینب(س) را به چنان صبوری فرا می خواند و صبوری او عین علم اوست ، نه به مانند کسی که از روی جهل و عدم آگاهی از عمق مصیبت، صبوری به خرج دهد. در این بین توجه به این مهم، اساسی است که زینب آن چنان در بستر تربیت فاطمی و علوی به تعادل قوا رسیده که همهء ظرفیت ها انسانی و زنانگی او یکی جا و متوازن رشد نموده است. آن بی بی دو عالم زنی است که در اوج مستوریت و عفت و حیا رشد کرده و در مدار تعالی، ویژگی های زنانگی اش بالیده است. در عین حال تعلیم حیا و عفت و پوشش در فرهنگ تربیتی خانهء فاطمه(س) به هیچ وجه به معنای انزوا، بی توجهی به مصالح اجتماعی اسلام، عدم شکوفایی خصایص انسانی و روحیهء شهامت و رشادت نیست. چه این که زینب کبری(س) در عین حرکت تام در مسیر زنانگی و رعایت همهء حریم ها، به دقت مقتضی آن چنان شهامت از خود نشان داده و با درایت و تدبیرش نظم مورد نظر فرهنگ عاشورا را در پی گرفته که همگان را متعجب کرده است. از نظر ما این ویژگی، خصیصهء تربیت فاطمی و علوی است. در بیان صبر بر معصیت کلام را طولانی نمی کنیم که زینب سرشار از شراب طهور محبت و صاحب ولایت است و این مقام با هیچ گناهی جمع نمی گردد که فرمود: )لاینال عهدی الظالمین((۹) در صبر بر طاعت نیز به ذکر این مورد بسنده می کنیم که آن بانویی که مصیبات کمر او را خمیده کرده و سختی بار رسالت او را آزرده، سفر پر خطر و سهمگین شام را پشت سر گذارده، مجالس میگساری و سرمستی را نظاره کرده و تمام این ها هر کدام بر جام بلایش افزوده وقتی در شام مستقر می شود، در آن خرابه مشغول عبادت می گردد و امام سجاد(ع) بر حضرتش وارد شده ، دیدند آن بی بی باز هم نشسته نماز می خوانند: _ عمه جان نشسته نماز می خوانید؟ _ ای عزیز برادرم ، از فرط گرسنگی بر قدم هایم راست نمی گردم.(۱۰) نمی توان قلم را از نگارش این نکته بازداشت که شاید خاطرهء این نمازهای نشستهء زینب(س)است که امام سجاد(ع) را زین العابدین کرده و این سوز دل زینب است که از صحیفهء سجادیه به گوش می رسد، سخن خود را در بخش اوصاف ملکوتی مخدره زینب (س) با شعر رسای مرحوم کمپانی محقق اصفهانی به پایان می بریم: ملیکة الدنیا عقیلة النساء عدیلة الخامس من اهل الکساء شریکة الشهید فی مصائبه کفیلة السجاد فی نوائبه بل هی ناموس رواق العظمه سیدة العقایل المعظمة(۱۱) پی نوشت ها: ۱٫ بلد (۹۰): ۴ ۲٫ شیخ مفید، کتاب الامالی، ص ۳۲۳ ۳٫ اشاره به حدیث شریف «حسین منی و انا من حسین» از رسول مکرم اسلام است که بر اساس آن می توان استنباط کرد اگر همهء وجود، شعاع نور پیغمبر اکرم(ص) و کلمهء نوریه محمدیه و صادر اول است ، پس هستی خود را از هست حسین بن علی(ع) نیز عاریت گرفته است چرا که نور وجود حسین(ع) همان نور وجود پیامبر(ص) است. ۴٫ منهاج الدموع، ص ۳۷۰ ۵٫ نهجالبلاغه، خ ۱۰۹ ۶٫ … حتی رأینا دموع الخیل ینحدر علی حوافرها؛ مقتل خوارزمی، ج ۲، ص ۳۹ ۷٫ سیدرضا صدر، پیشوای شهیدان، ص ۲۲۵ ۸٫ فیضالاسلام، نهجالبلاغه، خطبهی ۱۸۵ (خطبهی متقن) ۹٫ بقره (۲): ۱۲۴ ۱۰٫ ر.ک؛ سید نعمت الله جزایری، الخصایص الزینبیه، ص ۱۲۰ ۱۱٫ الانوار القدسیه، ص ۱۱۷ و ۱۱۸ نامه جامعه حوزه ـ شماره هشتم ـ ص ۴۹ ـ فریبا علاسوند

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:55  توسط پروانه حیدری  |